تولد

Posted by asad (tehran, Iran) on 11 February 2012 in Abstract & Conceptual.

کمی دیر شده اما هنوز هم تازه است
گاهی اوقات از کسی توقعی داری اما به هزار و یک دلیل دوست نداری توقعت رو به اون آدم بفهمونی مخصوصاً وقتی که اون آدم برات خیلی عزیزه
اما گاهی اوقات پیش می آد که اصلاً دوست نداری که طرف بدونه که ازش توقع داری چون می دونی که شاید شرایطش برای برآورد کردن اون توقع جور نباشه
بعضی وقت ها هم خودت نمی دونی از این دنیا چی می خوای چی رو دوست داری و از این جور حرفها
اما امان از اون روزی که طرف ماجرا از جونش مایه میزاره و با هزار تا مشکل کوچیک و بزرگی که داره و تو شیش و بش داشتن یا نداشتن توقع یا فهمیدن و نفهمیدن توقع کاری می کنه کارستون
به این مقدمه خیلی هم نمی خواد فکر کنی
القصه 13 روز پیش به عنوان هدیه تولد از آقا میثم که قبلاً هم گفتم دادشمه یک مموری کارت 8 گیگ گرفتم

داداش گلم ممنونم
فدای تو داداشی
راستی این عکس همون مموری کارت و بنده حقیره

maysam from tehran, Iran

ﻓﻘﻂ ﻣﻴﺘﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﯽ.

11 Feb 2012 8:21pm

Canon EOS 40D
1/30 second
F/5.6
ISO 1600
20 mm

تولد

Share on Twitter Share on Facebook Share on StumbleUpon